مسيح ذبيحى

103

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

مير عليه الرحمه در جواب فرمود كه اين معنى دليلست بر حقيّت مذهب و ملّت اسلام و بطلان طريقهء عبادت اصنام ، زيرا كه چون اسم خداوند عالميان كه خالق زمين و آسمان و جميع مراتب امكان است در نمازها و / 134 / دعاها و مناجاتها و منبرهاى اهل اسلام در هر شبانه روزى مكرّر مذكور مىشود آن بناها از كثرت عظمت و جلالت و مقدار و شأن آن اسماء نمىتواند كه متحمّل گرانى و عظمت آنها شود و به حكم فلمّا تجلّى ربّه للجبل جعله دكّا و آيهء شريفهء لو انزلنا هذا القرآن على جبل لرأيته خاشعا متصدعا من خشيةاللّه . روى به اندماك و انهدام مىنمايند و عجب در اين است كه با وجود تحقّق اين مطلب اين مقدار از ازمنه و ثبات دارند و على الفور خراب نمىشوند . برهمن معارض گفت كه اين دعوى را بايد در معرض امتحان در آورد . مير عليه الرحمة فرمود و قرار را بر فرداى آن روز داد چون شب شد روى نياز به درگاه بىنياز نهاد به تضرّع و الحاح در انجاح مقصود كه مقام اتمام حجّت و اقامهء آن است اشتغال فرمود . پس به مضمون صدق مشحون و لن يجعل اللّه للكافرين على المؤمنين سبيلا و آيهء شريفهء ادعونى استجب لكم نتيجهء اجابت قربت گرديد و از عالم غيبى مير عليه الرحمة ملهم گرديد . چون فردا شد از صبح تا روز اوّل اكابر و اصاغر و رجال و نساء آن بلد ازدحام تام و غوغاى تمام در حوالى مقرّ اصنام نمودند . در اوّل زوال مير عليه الرحمة قدوم ميمنت لزوم در كليسيا نهاد و بر بام كليسيا نهاد و بر بام كليسيا بالا رفت صدا را به تكبير و تهليل به جهت اذان بلند فرمود . جميع اركان برج و با روى آن بلد و خانه‌ها به اضطراب و تزلزل بيفتاد . چون از اذان فارغ شد درون كليسيا تشريف برده پشت به لات و منات و روى به قبلهء حقيقى و كعبهء واقعى نموده نماز ظهرين را به جاى آورد و با كمال تضرّع و خشوع و دعاء مناجات و توجّه تامّ و استدعاء ترتيب اثر از سجدهء شكر فارغ شد و به همان الهام دوباره از مبدء فيض ملهم گرديد . على الفور / 135 / بر سبيل فرار از عمارت كليسياى بيرون آمد . بيرون آمدن مير عليه الرحمة همان و خراب شدن كليسيا همان . به نحوى اركان و آلات و ابنيهء آن خراب شد كه مانند ذرّه و غبار گرديد . بادى وزيدن گرفت و به امر مسخّر الرياح آن غبار را در هوا و فضاى تحت السّماء منتشر نمود كه اثرى از معبد و الههء باطله باقى نماند و بدين جهت همهء اهل آن بلاد و نواحى آن بلا به شرف اسلام مشرّف شدند و از خوبان و نيكان اسلامند . مرحوم حاجى ملّا احمد نراقى طاب ثراه در مثنوى خود اين مطلب را به